من میتونم بگم چجوری بشه؟

من : آرشیدا؟ بیا دخترم میخواهیم چندتا عکس بگیریم

آرشیدا: عکس؟ از کی بگیریم؟

من : خب از شما دیگه

آرشیدا : پس من میتونم  بگم چجوری میشه؟؟؟؟ !!!!!

من : سوال  چی شد؟ چی گفتی الان؟

آرشیدا : خب من میتونم بگم چجوری میشه دیگه !!!!

من : عزیزم متوجه نمیشم

آرشیدا: من بگم چجوری بشه عکس بگیریم . فهیدی؟ (فهمیدی)

من : فکر کنم فهمیدم دخترم. تو دلت میخواد خودت بگی چجوری بایستی و عکس بگیری؟

آرشیدا: از اینکه بلاخره مامانش متوجه شده که چی میگه با هیجان و خوشحالی میگه بلهههههههه

من : کجا عکس بگیریم؟

آرشیدا : اتاق خودم

من : اوه. مامی جانم اتاقت خیلی شلوغه

آرشیدا : نه تمیزه

من : میدونم تمیزه گفتم شلوغه کلی اسباب بازی اونجاست فکر کنم عکست خیلی شلوغ پلوغ بشه

آرشیدا : فکر کنم گشنگه (قشنگه)

من : باشه بریم

آرشیدا  با جیغ و داد : خودم خودم خودمممممممممممم و میپره روی صندلی و عینکش رو هم از روی میز برمیداره

 ( کلیه پوزها و ژستهای آرشیدا خودجوش بوده و بنده بی تقصیرم)

و اما نتیجه عکاسی ما ! 

 

 

/ 4 نظر / 3 بازدید
نازی

یاسمن عزیز با اجازه لینکت کردم که بتونم بیشتر به وبلاگ این کوچولوی مامانی سر بزنم. تروخدا زودتر آپ کن دلم آب شد.[گل]

رضا

کلا آرشیدا علایقش شبیه جوجه های 30 ساله هست . اونوخ من با عینک فیگورهای خوشگل خوشگل و گشه مشه می گیرم اونوخ بعضیا منو دعوا می کنن درحالیکه من خودم میتونم بگم چجوری بشه [پلک] [ماچ][ماچ] اینا برای لپهای نی نی تپل خوشل موشل پ.ن : هرکس فهمید من چی گفتم به خودمم بگه لطفا

نکیسا مامان آرشیدا

سلام مامان آرشیدا من نکیسا مامان یه آرشیدا دیگه هستم. به ما سر بزن و اگر موافق بودی تبادل لینک کنیم.