برف بازی

بلاخره برف بارید.

من و آرشیدا تمام دیروز رو از ترس برف و یخبندون توی خونه موندیم و تقریبا" غروب بود که تصمیم گرفتیم بریم توی حیاط و برف بازی کنیم !  دخترم بلد نیست برف بازی کنه. دودستی از روی زمین برف برمیداره و دوباره میندازه زمین !

بهش میگم: دستت رو با شدت بیار بالا و برفها رو رها کن. یه نگاه عاقل اندر سفیه به من میکنه و ولو میشه توی برفها و میگه: یاسی جون این چه طرز بازی کردنه؟ بیا بشینیم آروم بازی کنیم!!!! 

/ 2 نظر / 65 بازدید
مامان دینا

خوش به حالت خاله جون .حسابی کیفش و ببر عزیزم. میبوسمت آرشیدا گلی.[ماچ]

نازی

ای جان بخورمت آرشیدای خوشگلم[ماچ]چه عکسای خوشگلی...