Lilypie Kids Birthday tickers
قهوه تلخ - .: MY ARSHIDA :.

پنجشنبه ۱٥ مهر ۱۳۸٩
قهوه تلخ

بعد از دیدن سری دوم سریال قهوه تلخ به این نتیجه رسیدیم که هیچ کدوممون از دیدنش لذت نمیبریم و برامون خسته کننده هم هست اینها به کنار ، داد و بیداد الکی و فحش دادنهای بی ربطشون دیگه آدمو عصبی میکنه. چرا فکر میکنند بی ادب بودن یعنی طنز ؟؟؟؟ اصلا" دلیل اینهمه اصرار بر بی ادب بودن پادشاهان ایرانی رو نمی فهمم! آرشیدا هم هی اسباب بازیهاشو پرت میکنه اینور اونور و با داد و بیداد میگه : پدر سوخته. البته خیلی سعی کردم این کارشو ندیده بگیرم و عکس العملی نشون ندم اما واقعا" این استعداد ذاتی بچه ها توی تکرار حرف بد رو درک نمیکنم. دیگه امکان نداره بقیه سی دی هاش رو بخریم . امروز مامان مسعود اینجا بود ، مسعود برای نجات مامانش از بیکاری بهش پیشنهاد داد که یه قسمت از این سریال رو ببینه. آرشیدا هم نشست کنار مادربزرگش. تیتراژ ابتدای سریال شروع میشه و آرشیدا شروع میکنه به معرفی هنرمندان !!!!    آرشیدا: مامانی این آقاهه میکشه ( اشاره به شکوفه)   این آقاها همش میزنن ( اشاره به دو سربازی که دائم میکوبند توی سر آقای انصاری )   این آقاهه رو میزنن ( اشاره به آقای سیامک انصاری )   مامانی این آقاهه همش بی ادب میشه ( اشاره به اون اقایی که اسمشو نمیدونم ولی پشت سرهم داد میزنه و توی هر جمله پنج بار میگه پدرسوخته) و من و مسعود با دهانی باز مانده از تعجب فکر میکردیم که آرشیدا چجوری تونسته نقش این همه آدم رو به دقت به خاطر بسپاره؟ تازه ما فکر میکردیم که وقتی ما مشغول تماشای سریالیم ،آرشیدا سرگرم اسباب بازیهاشه و تمرکزی روی چیزهایی که پخش میشه نداره !!