Lilypie Kids Birthday tickers
آقا گلان - .: MY ARSHIDA :.

پنجشنبه ٢٥ شهریور ۱۳۸٩
آقا گلان

چند ماهی میشه که آقا رضا بهمون سر نمیزنه. ما هم مجبور شدیم که از یه نفر دیگه بخواهیم که توی کارها کمکمون کنه. این آقای جدید هم خیلی تمیز و منظمه هم مهربون. اسمشون هم آقا غلامه که البته آرشیدا بهش میگه آقا گلان ! روزهایی که آقا گلان اینجاست سرسام میگیره ازبس که آرشیدا دنبالش راه میافته و صداش میکنه و ازش میخواد که بهش کمک کنه. ( دختر من هم کار کن ! ). روزهای عادی خودمو میکشم که اتاقشو مرتب کنه ، چشماشو خوابالو میکنه و میگه خسته ام ، روزهایی که آقا گلان میاد یکدفعه آرشیدا متحول میشه و تا توی حمام دنبال آقا گلان میره که کمکش کنه!!!! ایشون هم خیلی صبر و حوصله به خرج میده و کلی با آرشیدا صحبت میکنه. با هم میوه میخورن ، شکلات میخورن ، وقت ناهار که میشه آرشیدا باید سر میز کنار آقا گلان بشینه و خلاصه کلی بند و بساط داریم روزهای نظافت منزل. بتازگی هم قرار شده که آقا گلان از آرشیدا انگلیسی یاد بگیره!!!  هفته پیش آقا گلان به من گفت : میشه هر دفعه که میام اینجا چند تا جمله انگلیسی رو بشکل فارسی برام بنویسی؟ دوست دارم یاد بگیرم که مثلا" اگر لازم بشه خرید کنم یا رستوران برم یا جاهایی که ممکنه برام کار پیش بیاد بتونم منظورمو برسونم. این هفته چند تا جمله براش نوشتم و ازش خواستم  چک کنه که ببینه میتونه بخونشون؟ آقا گلان میخواند و آرشیدا با چشمای گرد شده نگاهش میکرد ، کم کم تعجب آرشیدا تبدیل شد به لبخند ( بقول خودش لخبند). بعدش رفت یکی از کتابهای خودشو آورد و نشست کنار آقا گلان که با هم بخونن لبخند.

آرشیدا اولین تجربه عکاسیش رو با آقا گلان داشت.یعنی اولین عکس زندگیش رو از آقا گلان گرفت! (البته کادر، از سمت راست ، کمی اصلاح شده)

از پشتکار این آقا خیلی خوشم میاد. ایشون افغان هستند البته افغان ترکمن تبار . الان فارسی رو با لهجه ما خیلی خوب و مسلط صحبت میکنه. کار کردن با منوهای مختلف تی وی و پلیر و مایکرو فر و موبایل و ریسیور و ... رو خوب میدونه و همه نوع اطلاعات فنی هم داره!! شاید اگر کشور خودش اینهمه مشکل نداشت میتونست یکی از آدمهای موفق سرزمینش باشه.

......................................................

امروز آرشیدا دوش روزانه رو گرفت و داشتم خشکش میکردم که دیدم داره برای خودش آواز میخونه :  بی تو میمیرم     تو بی من میسازی      ته بازی     خط مبازی (احتمالا" موازی) تعجب   همینجوری ساده هم نمیخوند هااااااا. کلی تحریر و قر و کج و راست شدن هم داشت. یادم اومد از بس که توی ماشین آهنگ تکراری گوش کرده بودیم چند روز پیش یه سی دی که با خریدها و وسایل مسعود وارد ماشین شده بود رو گوش کردیم و این جملات موزون هم احتمالا" مربوط به همون سی دی میشه.