Lilypie Kids Birthday tickers
ترنم.پریسا.گارگار.واکسن.تصمیم بزرگ - .: MY ARSHIDA :.

جمعه ٦ آذر ۱۳۸۸
ترنم.پریسا.گارگار.واکسن.تصمیم بزرگ

١. تولد ترنم هم برگزار شد و به همه کلی خوش گذشت. آرشیدا هم کلی رقصید و سروصداهایی که این روزها همراه رقصیدن از خودش در میاره از عوارض همون مهمونیه!

٢. این روزها پریسا (یکی از دوستان خانوادگیمون ) به عشق آرشیدا تبدیل شده ،هفته پیش بهاره جون با وجود اینکه فقط دو هفته ایران بود ولی لطف کرد و بهمراه  پریسا  یه سر کوچولو به ما زدند و کلی با آرشیدا بازی کردن و قر دادن و ...  و از لحظه ای که رفتند آرشیدا شروع کرد به غرغر کردن و "پریش پریش" گفتن و البته قراره که پریسا جون فردا دوباره بیاد پیشمون حتما" به آرشیدا خیلی خوش میگذره.

٣. از مدتها پیش آرشیدا توجه خاصی به پرنده ها نشون میداد و تقریبا" از همون وقتیکه اولین کلمات رو ادا میکرد هر وقت پرنده ای میدید میگفت :" گار گار " = قار قار و البته این بخاطر کتاب شعری بود که عکس یه کلاغ داره. ما هیچ وقت نخواستیم گیجش کنیم و اسم پرنده های دیگه رو یادش بدیم چون فکر کردیم که خیلی زوده و همین اندازه که میتونه پرنده بودن رو تشخیص بده کافیه ولی من هنوز نمیدونم چجوری قانعش کنم که بابا دیگه مگس پرنده نیست ! هر وقت جایی مگس میبینه میگه " گار گار" !!!!!!!! 

۴. چند روز پیش دکتر بودیم ، آرشیدا چک شد و واکسن آنفولانزا و M.M.R زد وزنش نسبت به ماه پیش ١٠٠ گرم کم شده ولی قدش ٨۶.۵ شده .

۵. از یکی دو روز دیگه آرشیدا وارد مرحله نسبتا" سختی خواهد شد. تصمیمات بزرگی داریم میگیریم. فعلا" در مرحله مقدماتی هستیم و داریم منطقی با هم صحبت میکنیم ولی بعید میدونم بحث منطقی جواب بده !  از شیر گرفتن بچه ، کار سختیه که احساسات بچه و مادر رو درگیر میکنه و هر دو روزهای سختی رو پشت سر میگذارند امیدوارم این روزها زودتر تموم بشن.